تبلیغات
رواق معماری - خلاصه کتاب مبانی و مفاهیم در معماری معاصر غرب (2)
 
رواق معماری
“من ترسیم کردن را به حرف زدن ترجیح میدهم، زیراترسیم کردن سریعتر است و مجال کمتری برای دروغ گفتن باقی میگذارد.” لوکوربوزیه
                                                        
درباره ما

سلام .به رواق معماری خوش آمدید ...
مفتخریم پذیرای شما دانشجویان و دوستداران علم و هنر معماری هستیم . امیدواریم از مطالب این سایت راضی بوده و نهایت استفاده را ببرید. سایت رواق معماری به منظور ارائه کلیه خدمات معماری و مطالب مفید حال دانشجویان و نو آموزان معماری تاسیس شده است . امید است با ارائه نظرات و پیشنهادات خود ما را در این امر مهم یاری رسانید . با آرزوی موفقیت شما عزیزان .
مدیر سایت : رواق معماری
نویسندگان
نظرسنجی
لطفا نظر خودتون رو در رابطه با سطح مطالب سایت رواق معماری بیان کنید . سپاسگذارم








آمار
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


The title of your home page

در این مطلب بخش دوم خلاصه کتاب مبانی و مفاهیم در معماری معاصر غرب گذاشته شده و 4 بخش دیگر از این مطلب باقی است که در مطالب آینده درج خواهد شد .

معماری مدرن متعالی :

معماری مدرن متعالی و یا به عبارتی اوج معماری مدرن در بین جنگ جهانی اول و دوم، یعنی عمدتاً در دهه های 20 و 30 میلادی، در اروپا و آمریکا مطرح بود.

در دوره های معماری مدرن اولیه کماکان سبک های تاریخ گرایی همچون نئوکلاسیک رمانتیک و بالاخص التفاطی به عنوان سبک های مهم و رایج در غرب حائز اهمیت بودند. نهضت هنرنو نیز در اروپا بلارقیب نبود و بسیاری از ساختمانهای مهم به سبکهای مختلف تاریخی در اروپا همچنان احداث می شد.

ولی با پایان جنگ جهانی اول و نیاز شدید به ترمیم و خرابی های جنگ و تولید انبوه ساختمان، گرایش به سمت معماری مدرن افزایش یافت. لذا استفاده از تکنولوژی روز، مصالح مدرن، پیش ساختگی، عملکردگرایی و دوری از سبک های پرزرق و برق تاریخی مورد توجه قرار گرفت.

یکی از موضوعات بسیار مهم و کلیدی در دوره مدرن متعالی مسأله صنعت، تولیدات صنعتی و تکنولوژی بود. عده ای مانند والتر گروپیوس، میس وندوهه و کوربوزیه سعی در قطع کردن وابستگی های معماری مدرن به گذشته و تاریخ گرایی داشتند. بجای آن خواهان تکنولوژی و عملکرد بودند.

گروهی دیگر مانند هوگوهرینگ، فرانک لویدرایت و آلوارآلتو خواهان استفاده از امکانات مدرن برای رسیدن به یک معماری همگون با طبیعت بودند.

 مدرسه باهاس :

در سال 1906 در شهر ویمار آلمان، مدرسه هنرها و صنایع دستی به ریاست هانری وان دوولد تأسیس شد. وان دوولد در سال 1919، والترگروپیوس را به جای خودبه عنوان رئیس مدرسه معرفی کرد. گروپیوس در این سال مدرسه را تغییرنام داد ونام آن را باهاس (خانه معماری) گذاشت. بعد از جنگ جهانی اول، مدرسه بیشتر به سمت طراحی صنعتی و فرم های مکعب شکل ساده گرایش یافت. در سال 1924، گروپیوس در یک یادداشت بنام هنر و تکنولوژی یک وحدت جدید اعلام موضع کرد و در آن تفکر و بینش غالب در مدرسه را تببین نمود. وی تکنولوژی را یک موضوع مستقل از مقوله هنر نمی دانست و براین نظر بودکه در تکنولوژی و تولیدات صنعتی، زیبایی و هنر وجود دارد.

در همین سال گروپیوس به لحاظ فشارهای سیاسی مجبور شد که مدرسه را به شهر دسوا منتقل کند. وی در این شهر در سالهای 26-1925 ساختمان مدرسه باهاس را طراحی و اجرا کرد. برسردر این مدرسه عبارت فرم تابع عملکرد نصب شد.

در سال 1926 گروه معماری تأسیس شد و هانزمایر، معمار سوئدی، به ریاست آن انتخاب شد. گروپیوس در سال 1927 از ریاست مدرسه کنار رفت و هانزمایر را به جای خود پیشنهاد کرد. مایر پس از انتخاب گروه معماری راسازمان دهی کرد. ولی او به دلیل سیاسی در سال 1930 برکنار گردید. به جای وی میس ونده رو به ریاست انتخاب شد. وی نیز در سال 1932 به دلیل توسعه نفوذ نازی ها برکنار و مدرسه تعطیل شد.

باهاس مهم ترین مدرسه هنری در دهه 1920 و اولین مدرسه معماری مدرن بود. اساتید این مدرسه در همه زمینه های هنری از قبیل نقاشی، صنایع دستی، تولیدات صنعتی و بالاخص معماری، توجه خود را به آینده و راه رسیدن به آن را به کارگیری و الهام گرفتن از تکنولوژی مدرن می دانستند.

کارهای اولیه میس ونده رو تحت تأثیر کارل فردریک شینگل معمار نئوکلاسیک بود. ولی میس به تدریج به سمت معماری مدرن گرایش پیدا کرد و تا آخر عمر به اصول نظری و کالبدی معماری مدرن وفادار ماند. بدون شک میس ونده رو را می توان استاد ممتاز بکارگیری مصالح مدرن، مانند شیشه و فولاد دانست. ساختمان های وی بدون استفاده از هرگونه تزئیناتی به زیباترین شکل ممکن مصالح مدرن و معماری مدرن را به نمایش می گذاشت.

ساختمان های میس ونده رو از دهه 30 میلادی تاکنون در غرب و سرتاسر جهان به صورت الگویی برای ساختمان های بلندمرتبه اداری، دولتی و تجاری درآمده است.

براساس نظریه فکری این سبک، ساختمان باید فاقد هرگونه خصوصیات منطقه ای، شهری، محله ای و آب و هوایی باشد. همانگونه که تولیدات صنعتی مانند اتومبیل، هواپیما، یخچال، رادیو و دیگر تولیدات فاقد خصوصیات منطقه ای هستند.

این گفته معروف میس ونده رو که «کمتر بیشتر است» (Lessismore )- یعنی ساختمان باید فاقد هرگونه تزئینات و اجزای اضافه باشد- مشخصه سبک میس ونده رو و در نهایت سبک بین الملل بود.

کانستراکتیوسیم :

 معماری کانستراکتیوسیم به لحاظ مباحث نظری و ساختمان های طراحی شده توسط معماران آن، یکی از سبک های مهم برای تببین اصول و ارائه ساختمانهای مدرن در بین دو جنگ جهانی بود. خاستگاه این معماری شوروی بود، روسیه تزاری در سال 1914 وارد جنگ با آلمان شد ودر اکتبر 1917 انقلاب سوسیالیستی به رهبری ولادیمیر لنین در این کشور صورت گرفت و تا سال 1920 به مدت قریب به شش سال درگیر جنگ های داخلی بود.

در بحبوحه همین بحرانهای عظیم در این کشور پهناور است که سبکی به نام کانتراکتیوسیم که توجه و هدف خود را ساختار قرار داده بود، در شوروی ظاهر می شود. نمی توان گفت که کانتراکتیوسیم یک سبک برآمده از ایدئولوژی سوسیالیسم است و نمی توان اهداف آن را کاملاً منطبق براصول سوسیالیسم دانست. به عبارتی نمی توان هنر کانتراکتیوسیم را مترادف هنر سوسیالیسم و یا هنر پرولتاریا قملداد کرد. ولی با وجوداین، نکات مشترک متعددی بین این دو وجود دارد. هردوی اینها خواستار توسعه و پیشرفت و ورود این کشور عقب مانده به جهان مدرن بودند. هردو ترقی و تعالی در آینده و بازسازی شوروی را از طریق اتکا به علم و تکنولوژی دست نیافتنی می دانستند. یکی از اولین ساختمانهای سبک کانتراکتیوسیم که نماد این سبک نیز محسوب می شود، ماکت بنای یادبود بین الملل سوم است که توسط ولادیمیر تاتلین در سال 1920 طراحی شد. این بنای مارپیچ حلزونی شکل- به ارتفاع حدوداً 390 متر- نمایشی بود از اعتقاد سوسیالیسم بر روند تکاملی تاریخ، به صورتی که تاریخ خود را تکرار می کند. ولی هر تکرار مرحله ای بالاتر و فراتر از مرحله قبل است و در نهایت تکامل تاریخ به سوسیالیسم و کموئیسم منتهی می شود. از وسط این برج فولادی مرتفع، ساختمانی شیشه ای پارلمان آویزان شده بود.

کانتراکتیوسیم ها خواستار دگرگونی بنیادین در روشهای ساخت و ساز سنتی و به طور کلی نگرشی جدید نسبت به هنر و زیبایی بودند. یکی از اولین شعارهای آنها در اوایل دهه 1920 چنین بود: «مرگ بر هنر، زنده باد تکنولوژی، زنده باد تکنسین های کانتراکتیوسیت».

از اواخر دهه 1920، کانتراکتیوسیم بر کشورهای غربی تأثیرگذارد و در فرانسه، هلند، سوئیس، چکسلواکی و انگلستان، نمونه هایی از ساختمانهای این کشورها به این سبک اجرا شد. ساختمانهای هانزمایر و والترگروپیوس در آلمان که با اسکلت فلزی و پوسته شیشه ای ساخته شده بودند، شباهت زیادی به کارهای کانتراکتیوسیت ها دارد.

از اوایل دهه سوم، معماری کنتراکتیوسیم روبه افول گذارد. به جای آن مجدداً رجعت به گذشته و تاریخ گرایی و بالاخص سبک نئوکلاسیک در شوروی مورد توجه قرار گرفت.

امروزه بسیاری از نظرات و طرح های کانتراکتیوسیم همچون نمایش تکنولوژی، نمایان کردن عملکرد، سازه، تأسیسات و سیرکولاسیون و پرهیز از هرگونه تزئینات در طرحهای معماران های- تک مشاهده می شود.

زاهاحدید، معمار معروف دیکانتراکشن نیز کارهای مالوچ و نقاشی های گروه برتر را منبع الهام خود قرار داده است.

لوکوربوزیه :

 کوربوزیه که اسم اصلی وی، شارل ادوارد ژانره است در دفتر دوتن از معروف ترین معماران آن دوره در اروپا یعنی آگوست پره و پیتر برنز به مدت چندسال کارکرد. کوربوزیه در طی فعالیت حرفه ای خود، استفاده از یکی از شاخص ترین مصالح ساختمانی مدرن یعنی بتن را به نهایت زیبایی رساند و کارهای وی مورد تقلید جهانی قرار گرفت. کوربوزیه در دهه بیست میلادی دوکتاب بسیار مهم به رشته تحریر درآورد که اولی را می توان منشور بینش مدرن در معماری و دومی را منشور بینش مدرن در شهرسازی محسوب نمود.

کتاب اول وی به نام «به سوی یک معماری نوین» در سال 1923 در پاریس منتشر شد. در این کتاب کوربوزیه استفاده از تیرآهن و بتن و پیش ساختگی را مسیر آینده معماری تلقی می نماید. وی عنوان می کند که برای پرهیز از انقلاب اجتماعی، بایدبا استفاده از تکنولوژی جدید به صورت گسترده برای اقشار مختلف جامعه خانه سازی کرد.

کتاب دوم کوربوزیه بنام «سرّ آینده» در سال 1924 در پاریس انتشار یافت. وی دراین کتاب نیز سعی نمود که توجه معماران و شهرسازان را از گذشته به سمت آینده معطوف کند. وی تنها راه حل شهرهای آینده را بلندمرتبه سازی و پیش ساختگی می داند.

براساس این نظریه، دو شهر مهم در دهه 50 میلادی طراحی و اجرا شد. یکی شهر چندیگار در هند بود که توسط خود کوربوزیه طراحی شد دیگر شهر برازیلیا توسط لوچیوکوتا و اسکار بنمایر به عنوان پایتخت جدید کشور برزیل طراحی گردید. ساختمان طراحی شده توسط نورمن پاستر، معمار سبک های تک به نام برج هزاره توکیو (1989) در ساحل شهر توکیو را می توان نمونه کاملی از موج های چندمنظوره کوربوزیه تلقی کرد.

در زمینه معماری کوربوزیه خانه را بعنوان ماشینی برای زندگی عنوان کرد، همانگونه اتومبیل ماشینی برای حرکت است. وی پنج اصل را در ساختمانهای مدرن معرفی کرد که در طرح ویلاساووا در پوآس در شمال پاریس (30-1928) به نمایش گذارد. که این پنج اصل شامل :

1-    ستونها ساختمانها را از روی زمین بلند می کنند.

2-    بام مسطح و باغ روی بام.

3-    پلان آزاد

4-    پنجره های طویل و سرتاسری

5-    نمای آزاد، کف ها و دیوارها بصورت کنسول

 معماری ارگانیک :

بینش معماری ارگانیک ریشه در فلسفه رمانتیک دارد. رمانتیسم یک جنبش فلسفی، هنری، ادبی در واخر قرن 18 و 19 میلادی در شمال غربی اروپا بود که به سایر نقاط اروپا و آمریکا سرایت کرد. این جنبش واکنشی در مقابل خرده گرایی عقل مدرن بود. گوتر (1832-1749) وشیلر (1805-1759)، دوشاعر بنام آلمانی واژه رمانتیک را در مقابل کلاسیک برای اولین بار بکار بردند.

رمانتیک ها همانند پیروان تفکر کلاسیک به ذهن انسانی اعتقاد داشتند. ولی رمانتیک ها به آن بخشی از ذهن توجه داشتند که بیشتر درباره احساس و عواطف بود. در صورتی که برای فلاسفه کلاسیک مانند دکارت و لینییر عقل و منطق اهمیت داشت.

برای نظریه پردازان قرن نوزدهم آمریکا، که بدنبال زیبایی مدرن بودن، طبیعت تنها فلسفه صحیح تلقی می شد. هنرمند می بایست ترکیبی می ساخت که به موازات طبیعت باشد و پروسه حیات و رشد وتوسعه را بصورت انتزاعی نشان دهد.

لذا می توان بیان نمود که عقاید رمانتیک های اروپا و آمریکا، بالاخص نظرات آنها در مورد طبیعت و قوانین طبیعی زیربنای فکری معماری ارگانیک را تشکیل می دهد.

معماری ارگانیک در آمریکا در قرن نوزده توسط فرانک فرنس و لویی سالیوان شکل گرفت. اوج شکوفایی این نظریه را می توان در نیمه اول قرن بیستم در نوشتارها و طرحهای لویدرایت مشاهده کرد.

«براساس نظریه ارگانیک همه فرمهای طبیعی پویا (دینامیک) هستند. اگر یک کار هنری بخواهد بیان کننده باشد باید بصورت ارگانیک ساخته شود. اجزاء آن نمی تواند بصورت بخش های مجزا باشد، بلکه آنها باید در یک سیستم پویا و شکل پذیر در یکدیگر ادغام شده باشند. بیان در معماری باید، در حل کردن نیروهای فیزیکی که در یک کالبد ارگانیک عمل می کند صورت گیرد».

سالیوان به روشی معتقد بود که مشابه پروسه بوجود آوردن در طبیعت بود .او برای اولین بار اصطلاح فرم تابع عملکرد را بیان نمود وچنین عنوان کرد: «بعد از مشاهده مستمر پروسه طبیعی به این نتیجه رسیدم که فرم تابع عملکرد است». اگر چه معماران مدرن نیمه اول قرن اخیر مانند گروپیوس نیز فرم تابع عملکرد را شعار اصلی خود می دانسته ،ولبی آنها فرم را تابع تکنولوژی وعملکرد ماشین می دانستند. سالیوان در مورد مصالح می گوید :«سنگ و ملات در ساختمان ارگانیک زنده می شود». موضوعی که فرانک لوید رایت شاگرد وی، بهتر از هر معمار معاصر دیگری آن را در ساختمان هایش نشان داده است.

به اعتقاد رایت، تکنولوژی وسیله ای است برای رسیدن به یک معماری والاتر که از نظر وی همان معماری ارگانیک بود. او در 1953 اصول معماری ارگانیک را در نه عبارت ذیل تعریف کرد:

1-  طبیعت: فقط شامل محیط خارج مانند ابرها، درختان و حیوانات نمی شود بلکه شامل بنا و اجزاء و مصالح آن نیز می باشد.

2- ارگانیک: به معنای همگونی و تلفیق اجزاء نسبت به کل و کل نسبت به اجزاء است.

3- شکل تابع عملکرد: عملکرد حرف صحیح نمی باشد بلکه تلفیق فرم و عملکرد و استفاده از ابداع و قدرت تفکر انسان در رابطه با عملکرد ضروری است، فرم و عملکرد یکی هستند.

4- لطافت: تفکر و تخیل انسان باید مصالح و سازه سخت ساختمان را به صورت فرمهای دلپذیر و انسانی شکل دهد. همانگونه که پوشش درخت و گلهای بوته ها، شاخه های آنها را تکمیل می کند، مکانیک ساختمان باید در اختیار انسان باشد و نه بالعکس.

5- سنت: تبعیت و نه تقلید از سنت اساس تفکر معماری ارگانیک است.

6- تزئینات: بخش جدایی ناپذیر از معماری است. رابطه تزئینات به معماری همانند گل ها به شاخه های بوته می باشد.

7- روح: روح چیزی نیست که به ساختمان القاء شود، بلکه باید در درون آن وجود داشته باشد و از داخل به خارج گسترش یابد.

8- بعد سوم: برخلاف اعتقاد عمومی، بعد سوم عرض نیست، بلکه ضخامت و عمق است.

9- فضا: عنصری است که دائماً باید در حال گسترش باشد، فضا یک شالوده پنهانی است که تمام ریتم های ساختمان باید از آن منبعث شوند و در آن جریان داشته باشند.

شاهکارهای معماری فرانک لویدرایت و نظریه ارگانیک را می توان در خانه آبشار در ایالت پنسیلوانیا در آمریکا دید. موارد طراحی و اجرایی را که رایت برای این خانه ویلایی در نظر گرفته بود در هشت مورد ذیل خلاصه کرد:

1-    حداقل دخالت در محیط طبیعی

2-    تلفیق حجم ساختمان با محیط طبیعی به گونه ای که هریک مکمل دیگری باشد.

3-    ایجاد فضاهای خارجی بین ساختمان و محیط طبیعی

4-    تلفیق فضای داخل با خارج

5-    نصب پنجره های سرتاسری و از بین بردن گوشه های اتاق

6-    استفاده از مصالح محیط طبیعی مانند صخره ها و گیاهان چه در داخل و چه در خارج بنا

7-    نمایش مصالح به همان گونه که هست، چه سنگ باشد چه چوب و یا آجر

8-    استمرار نمایش مصالح از داخل به خارج بنا

رایت معتقد بود که ماهیت مصالح در ساختمان می بایست نشان داده شود. به گونه ای که شیشه به عنوان شیشه، سنگ به عنوان سنگ و چوب به عنوان چوب بکار رود. از نظر وی «ارگانیک یعنی تلفیق شدن کل مجموعه».

سازه گرایی :

نشان دادن عومل سازنده ساختمان در ساختمان، مثلاً تیرها و ستونها تأکید بر سازه در نمای ساختمان- در معماری یونان و رم، مثل گنبدایرانی که هم کار سازه می کند و هم فرم دارد. سازه گرایی از معماری کلاسیک باقی مانده اجبار و انتخاب تنها فرق بین سازه گرایی قدیم و مدرن است. در معماری قدیم مجبور بودیم فرم سازه را به ساختمان بدهیم.

معماری که سازه برایش مهم باشد مین ون دروهه است. او فقط در کارهایش سازه نمایان بود یعنی چون مثلاً کارش با شیشه بود در نما ستون خواه یا ناخواه دیده می شد. سازه گرایی اولین بار در کارخانه ها و پل ها و سوله ها و انبارها و... استفاده شد. اولین سقفی که سازه گرایی در آن مشهود بود آشیانه هواپیما بود. سیستم خرپا اولین سازه بود که در همان آشیانه هواپیما پیدا شد.

یکی دیگر سیستم گنبد ژئوزیلیک، که فردی سقفی اختراع کرد با مصالح و خصوصیات خاص. سرعت اجرا- ساخت دهانه بزرگ و سبکی از ویژگیهای آن است.

سیستم کابلی و کششی معمولاً تیرها و سازه ساختمانها از سازه فشاری استفاده می کنند اما در سیستم کابلی از سیستم کششی استفاده می کنند که برای اولین بار در پل ها ساخته شده است.

سیستم لوله ای : از این جهت لوله می گویند که درونش خالی است، مقطع توخالی آن به خاطر همین توخالی بودنش در مقابل نیروهای جانبی (باد و...) مقاوم است. در ایران همین ساختمانهای معمولی.

تأثیر سازه :

1-چیرگی در نمای ساختمان

2-اصالت سازه (سازه بوجود آورنده معماری باشد)

 دوگرایشی که هنوز مشهود است سازه گرایی و تندیس گرایی است.

 معماری مدرن متأخر :

 دوره معماری مدرن متأخر را می توان از بعد از جنگ جهانی دوم تا اوایل دهه هفتاد محسوب کرده در این زمان بسیاری از معماران بزرگ دوران معماری اولیه و متعالی همچون رایت، لوکوربوزیه، گروپیوس و میس وندروهه بوده است.

مهمترین معمار این دوره رایت بود زیرا تنها معماری بود که درهر سه دوره معماری مدرن ساختمانهایی با شهرت جهانی ساخت. آخرین شاهکار این معمار بزرگ موزه گوگنهایم (59-1943) در نیویورک بود که به صورت تندیسی دوار طراحی نمود.

لوکوربوزیه به عنوان نظریه پرداز اصلی معماری مدرن با فاصله گرفتن از عقاید دهه 20 و 30 خود به سمت تندیس های احساس گرایانه گرایش پیداکرد. از کارهای او در این زمینه می توان از کلیسای رونشان (54-1950) و مرکز هنری کارینز (64-1961) نام برد.

تعدادی ازمعماران جوانتر در این دوره نیز به سمت معماری تندیس گرایانه تمایل پیدا کردند. یورن التن با طراحی اُپرای سیدنی (73-1956) از این جمله است. نکته جالب درابهر این ساختمان این است که با بتن ساخته شده است. ادامه استفاده از بتن و نمایش آن در ظاهر ساختمان به ایجاد سبک بروتالیسم منجر شد که منظور نمایش سطح خشن بتن است.

علاوه بر لوکوربوزیه دو معماردیگر به نام های آلیسون و پیتر المینسون، جمیز استرلینگ و پل رودولف نام برد. طرح رودولف برای دانشکده معماری و هنر دانشگاهی در آمریکا (64-1958) بهترین نمونه طراحی در این سبک است.

میس ون دروهه دیگر معمار صاحب نام در معماری مدرن تا آخر عمر خود در سال 1969 بسیار فعال بود. از جمله کامل ترین نوع کار او ساختمان سیگرم (1959-1956) بود که جزء آخرین کارهای اوست.

فیلیپ جانسونف معمار آمریکایی در معرفی میس ون دروهه به جامعه آمریکا سهم مهمی داشت و تا زمانی که میس ون دروهه در قید حیات بود او متعهدترین معمار در پیروی از عقاید میس بود. شعار معروف میس کمتر بیشتر است، که به نام سبک مینیمالیست مطرح است و در کار معمارانی چون تاراوآندو، الواروسیزا، نمونه هایی از این سبک را می توان مشاهده کرد.

لویی کان آمریکایی دیگر معمار مطرح این دوره است. از او به عنوان حلقه بین مدرن و پست مدرن نام برده اند، زیرا او در کارهای خودش همیشه نیم نگاهی به گذشته داشته است و سنت را با زمان خود تطبیق می داد. از بهترین کارهای او ساختمان مجلس ملی بنگلادش در داکا و ساختمان تحقیقات پزشکی در دانشگاه پنسیلوانیا، موزه هنری کیمبل در فورت ورت در تگزاس آمریکاست.

در اینجا باید عنوان شود معماری غرب نقطه عطفی در تاریخ معماری جهان بود. زیرا اولین بار نگرش درست، تاریخ و گذشته به عنوان منبع الهام معماری تغییر کرد و آینده و پیشرفت به عنوان هدف معماری مطرح شد. معماری را با علم، تکنولوژی و جهان در حال تحول همگون ساختند....





نوع مطلب : آموزش، 
برچسب ها : رواق معماری، معماری، آموزش، معماری معاصر، معماری غرب، مبانی معماری، مبانی معماری معاصر، کتاب معماری، دکتروحید قبادیان، معماری مدرن، رنسانس، مدرن متعالی، مدرن متاخر، مدرن اولیه،






 
   
The title of your home page